اصلا جزییات رو نمیدونم
فقط الان که فکرش رو میکنم شوهرم مدیر ساختمون بود
چندباری زنیکه بابت مشکلات ساختمون بهش زنگ میزد که ی با. دیدم جلو خودم شوهرم بیست دقیقه ای باهاش حرف زد .م همون موقع با شوهرم حرفم شد گفتم لزومی نداره با ی زن غریبه حرف بزنی در این حد .که گفت درست میگی و تکرار نمیشه
یکبار هم نصف شب مثلا ساعت یک شب دیدم داره زنگ میزنه ب گوشی شوهرم
که ب شوهرم نگاه کردم ، گفتم یعنی چی
گفت بابا بعضیا شعورشون نمیرسه ک الان بد موقع س ،، بعد فرداش ک زنگ زد باز ، شوهرم جلو خودم بهش گفت کارتون درست نیست دیر وقت زنگ میزنید و.....
دیگه خدا داند که اینا فیلمشون بود یا چی
یعنی الان دوازده روز میشه این اتفاق افتادن روزی نیست ک لعنت نفرستم بر شوهر بی تعهدم