با یکی از همسایه ها یه مدت رفت و آمد داشتم بعد یه بار اومد خونمون تا فهمید روز قبلش تولد بچم بوده بهم گفت چیا درست کردی و اینا بعد گفت سالاد ماکارونی بیار برام منم کل ظرف رو آوردم که بیشترش پر بود به همرا کاسه کنارش اونم کل ظرف رو گذاشت تو بغلش تا ته خورد در صورتی که من میرم خونش هیچ وقت حتی چایی هم نمیورد نمیدونم چرا حس کردم فقط برای خوردن میره جایی یه جورایی از چشمم افتاد چندین بار بود اینجوری رفتار میکرد شما چه نظری دارید در مورد این رفتارش؟
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
وقتی به کارش فکر میکنم سرم درد میگیره آخه خیلی زشته این حرکت ها اما این براش عادیه حالا فهمیدم بیخود ...
من اوایل سرکار همچین همکارایی زیاد داشتم خیلی عصبی میشدم،مثلا میبینی سه چهار روز غذا نمیاره با خودش و میشینه از بقیه میخوره،،میخواستم سرم رو بکوبم ب دیوار،،بعدها دیدم فقط خودم الکی اذیتم،،اینا اصلا ب واژه ی عزت نفس میخندن،،دیگه بیخیال شدم
من اوایل سرکار همچین همکارایی زیاد داشتم خیلی عصبی میشدم،مثلا میبینی سه چهار روز غذا نمیاره با خودش ...
منم یه مدت زیاد میدیدمش فکر کن تو خیابون منو میدید میگفت گشنمه تو کیفت چیزی نداری دیگه دیدم خیلی رو اعصابم هست ولش کردم اما گاهی یاد حرکاتش میوفتم میگم ای کاش همون اول بهش رو نمیدادم
ببین یه بار تولد دخترش دعوت کرد من ساده هم کادو گرفتم هم گفتم شاید یه جامدادی کم باشه 70 تومن هم پول گذاشتم تو پاکت اما اگه بدونی چه خسیس بازی بود تولدش 10 نفر دعوت بودن با بچه هاشون باورت میشه یه میوه نزاشت جلومون فقط یه چایی یه برش کوچیک کیک اگه بدونی چه ساندویچ هایی درست کرد به طوری که بچه 4 سالش هم سیر نشد