بیست و هفت سالمه خانوادگی منزوی و غیر اجتماعی با کسی ارتباط ندارم.
دوستم سال 99 ازدواج کرد الان بچه داره.
من احمق هیچی به هیچی خواستگار هم نداشتم.
دانشگاه رفتم فقط میتونم بگم انقدر ساده و خنگبودم که پشت سرم میگفتن پخمه.
قدمم خیلی بلنده نزدک 180 کمتر کسی بهم میخوره.
ای کاش سنم الان بیست سال بود و همیشه همون سن بودم و بزرگ نمیشدم.
من بلد نیستم با کسی معاشرت کنم هیچکس منو به عنوان مورد ازدواج نگاه نمیکنه بیماری روانی هم دارم که ارثی هست و تو تایپیک های قبلیم همهست. اما خب کسی بیرون متوجه نمیشه فقط فامیلامون میدونند