میدونن حرف بهم بزنن دیگه سایم هم نمیبینن
ولی یبار دعوا کردم با مامان بابام
گفتم من از این خونه میرم بابامم وسایلم رو جمع کرد انداخت تو ماشینم گفت برو
منم رفتم خونه دوستم بعد از یه مدت پس اندازم رو از بانک برداشتم خونه خریدم و ۶ ماه خونشون نرفتم
بعد از اون خودش اومد دنبالم ولی من دیگه نرفتم خونشون
با بابام هم خیلی سردشدن
الان کسی بهم حرف نمیزنه