عقدیم.از ۷ صب سر کار بود داشت میرفت خونشون ساعتای ۸ لینا بود من ی کلمه بهش گفتم من دلم بیرون میخاس کلی قربون صدقه ام رفت گف الان میام دنبالت بریم بیرون بچم ن ناهار خورده بود ن شام خسته کوفته اومد دنبالم وقتی رسید داشتیم میرفتیم بیرون گف دوستم از شهرستان اومده بود خونمون گفتم عع خب میموندی پیشش اون بخاطر تو اومده گف تو برام از همه چی مهم تری بعدم شام بردم بیرون🥺منم بغض کرده بودم ک دوست خیلی صمیمیشو ول کرده منو آورده بیرون با اینکه دیشبش پیش هم بودیم🥺❤️خداکنه همینجوری بمونه واسم