2777
2789
عنوان

دیگه خسته شدم از دست این دختر

| مشاهده متن کامل بحث + 2788 بازدید | 164 پست

من درکت میکنم نمیخوام با جزییات بگم ... کلاس اول خییییلی سخته متنفرم از کتابها و آموزشهای سنگینشون بچه ها حق دارن منم پارسال با بچه ام به مشکل برخوردم صبحها بچه ام به سختی بیدار میشه کلاس دومه ولی از پارسال بهتره به نظرم هر سال بگذره بهتر میشن. چند وقته میگم اگه شب زود بخوابی و صبح زود بلند بشی صبح اجازه میدم بازی جدید نصب کنی این انگیزه ای شده که صبحها تا چشمش باز میشه بیدار میشه 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

راستش دخترمن هم اینطوریه سرهرمساله ای گریه میکنه امونم وبریده از۲۰روزگیش گریه کرده تاحالا که ۱۲سالش واییی 

بعضی وقتهاباخودم میگم بمیره راحت شم بلای جونم شده اصلا حرف توگوشش نمیره حرفم وازاین گوشش میشنوه ازاون یکی گوشش میندازه بیرون منم نمیدونم چیکارکنم نمیتونم بهش زیاد محبت کنم فک میکنم خیلی کم دوسش دارم خودمم اذیت میشم😑😑

چقدر بعضی حرفا به دل میشینه اینکه میگید واقعی ببوسش قشنگ مشخصه منو درک کردید که حتی یه بوس واقعی هم ...


منم این احساس رو داشتم و چقدر عذاب وجدان داشتم عزیزم راحت میگم لپت رو بچسبون به لپش صورتت رو باهاش تماس بده بیشتر بغلش کن تا احساسات مادریت دوباره برگرده  

راستش دخترمن هم اینطوریه سرهرمساله ای گریه میکنه امونم وبریده از۲۰روزگیش گریه کرده تاحالا که ۱۲سالش ...

خودشم خیلی عصبیه کم میمونه بیاد منو بزنه

مثلا موهاش وشونه نمیکنه اونقد شونه نمیزنه که زود زود شپش میاد روسرش ازاون ورم منم ازاون شپش میگیرم واقعا نمیدونم چیکارش کنم

راستش دخترمن هم اینطوریه سرهرمساله ای گریه میکنه امونم وبریده از۲۰روزگیش گریه کرده تاحالا که ۱۲سالش ...

بچه هایی که راحت بزرگ میشن مادر ناخودآگاه بیشتر دوستشون داره ....واقعا خدا بچه هامون حفظ کنه و این حرفها رو به معنی ناشکری نگیره .

بچه هایی که راحت بزرگ میشن مادر ناخودآگاه بیشتر دوستشون داره ....واقعا خدا بچه هامون حفظ کنه و این ح ...

از۲۰روزگیش مدام توبغلم بوده ازصبح تاشب زمین نمیتونستم بذارم مدام جیغ میکشید تاوقتی که زبون بازکرد شبهادوساعت باید پامیشدم وتواتاق میچرخوندمش میگفت منو زمین نذار حالاوراه رفتنش هم بیشتروقتهاپاهاش درد میکرد میگفت باید ماساژ بدی حالا خودم آرتروز گرفتم انگشتهام درد میکنه بچه سوممه پسرام اینجورنبودن

از۲۰روزگیش مدام توبغلم بوده ازصبح تاشب زمین نمیتونستم بذارم مدام جیغ میکشید تاوقتی که زبون بازکرد شب ...

خوب حق داری بعد از دوتا بچه واسه سومی دیگه توانت و حوصله اتم کمتر میشه سعی کن کمک بگیری 

اون بچههایی کهسازگارترن معمولا با محبت تر هستن و راحت بزرگ میشن مادراشون ناخودآگاه بیشتر دوستشون دار ...

نمیدونم مادرم میگه تو اونقدر کوچولو بودی خودت به دنیااومدی بدون ماما ولی خواهرم خیلی سخت بنیااومده مامانم اون وازمن بیشتردوس داره من شیرمادرم ونخوردم میگن شیرنداشت خودش میگه اونقد قرص ضدبارداری خوردم تاچندماه که من دنیانیام محبت من به مادرم هم کمه😔

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز