من نمیدونم تو تناسخ های بعدی قراره چی بشم ولی شاید همون حسرتی باشم که به دل میمونه؛شکوفه ای که قبل از شکفتن از سرما میمیره؛ رودی که هیچوقت به دریا نمیرسه و خشک میشه؛ شایدم باز یکی باشم که دوستت داره ولی نمیتونه داشته باشدت....کیدراما فقط کیدراما نیست یه سبک زندگیه:)
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم اینطوری بودم میوه خوری مامانم رو شکوندم نشستم گریه میکردم مژه هامو میکندم میگفتم مامان ببخشید چون عصبانی نمیشد نمیشد ولی اگه میشد بد میشد
هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و.... شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه. ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔
اسی پسر منم کوچیکتر همینجوری بود فک کنم زیاد بکن نکن میگی بهش ، بعد خودتم دیگه از کلمه ببخشید استفاده نکن تا یادش بره، ازادش بذار ، اگه دوباره گفت ببخشید راحت ببخشش و بغلش کن بگو هیچ اشکالی نداره همه ادما اشتباه میکنن
نه اصلا دعواش نمیکنم بهش میگم اشکال نداره ... حتی با شوهرم دعوام میشه میگه بیا اتاق م در هم قفل میکنه میگه مامان باهاش حرف نزن شوهرم هرچی بخره میگه واسه مامانمم بخر ...ب شوهرم میگه برا مامانم طلا بخرررر حتی با خاهرم بحثم شد هی میگف مامان اونا اذیتت کردن جوابش نده