واقعیتش رفتیم باهم مشاور
مشاور حرفهای دوتامون رو شنید و همسرم واقعا درک کرد که من بهم ریختم خودشم خیلی پشیمون بود گفت هرکاری واسه ارامشت میکنم من اشتباه کردم وغلط کردم و این حرفها
الان یکماهه خیلی هوامو داره شب زود میاد
توکارهای خونه یه کمک هایی میکنه
داره بهم میفهمونه وجودم تو زندگیش با ارزشه
داره نشون میده ترسیده که نزدیک بوده زندگیش خراب بشه
ولی من هنوز به اون ارامش فیلم نرسیدم ولی خیلی بهتر شدم
فکر کنم باید به خودمون کلللی زمان بدیم و صبوری کنیم