همسایه ما یه سگ داره ،اندازه ش متوسط هست
هر بار من میرم بیرون اینا جلو در باشن پاچه شلوار منو میگیره میجوئه حالت تهاجمی نه عادی
انقدر میترسم نمیرم بیرون دیگه
پسرم رو هر روز میبردم بیرون پیاده روی دیگه نمیبرم طفلی رو
حتی حیاط هم نمیریم انقدر دلم میسوزه
هوام خوب
سری اخر جلو در از تاکسی پیاده شدم بچه به بغل
شوهرم داشت کرایه رو میداد و ساک و چمدون رو میارد
تا اومدم سمت خونه
سگش انقدر بدجور پرید بهم
بچه رو بردم بالای دستام
که سگه بچه رو نگیره
بعد همسایه م داد میزد اسم سگش رو فقط همینو بلده نکبت
میدیدا نمیومد جلو لااقل بگیرش
شوهرم سریع اومد
عصبانی
منم الکی خندیدم گفتم نترس نترس
الان میره
ترسیدم دعوا راه بندازه
دیگه اونم دید شوهرم میگه خانم بگیر سگ ت رو ...مسخره با خنده اومد سگش رو جدا کرد برد
شوهرم تا دو روز میگفت
چرا خندیدی تو همیشه از سگ خیلی میترسی
اگه پای بچه رو میگرفت چی
گفتم دیدیش خیابون بگو قلاده ببنده
شلوارمم انداختم رفت دیگه
مجبور شدم بخندم چون همین همسایه م موقع زایمانم خیلی کمکم کرد ...
خواهشا دوستان سگ دارید شما دوسش دارید خوشتون میاد شاید بقیه از تماس با سگ شما خوششون نیاد یا حتی بترسن لطفا خیلی مراعات کنید
خیلی بدجور میپره سگش به دست و پای ادم
من همش خدا رو شکر میکنم هول نکردم بچه م بیوفته از بغلم غیر ارادی