2777
2789
عنوان

کسی می یاد لطفاً مسخره نکنه

| مشاهده متن کامل بحث + 387 بازدید | 44 پست

سعی کن وقتی داری میخوابی

چشماتو ببندی صدای نفس کشیدنتو گوش کنی

یواش یواش صدای ضربان قلبتو حس میکنی 

توی ذهنت اینو داشته باش ک با صدای تفس کشیدن تو خون توی بدنت جریان پیدا میکنه

مطمعن باش اروم میشی

صدای نفس کشیدنتو وقتی از درون بشنوی ک با ضربات قلبت مخلوط شده ناخودگاه اروم میشی


من خودم خودمو درمان کردم

منم همینطور همه چیز دست خود آدمه صدتا قرص ریلکس می‌کنه ولی کاری نمیکنه که چیزی رو فراموش کنی 

دختر قشنگی که داری امضامو می خونی وقار متانت و مستقل بودن مهمترین دارایی یک دختره پس وقار خودتو حفظ کن منظورم از وقار چادر سر کردن نیست نجابت درونی داشتنه و هیچوقت هیچ مردی سوار بر اسب سفید نمیاد پس خودت زندگیتو بساز ❤️   دردی که انسان را به سکوت وا میداردبسیار سنگین تر از دردیستکه انسان را به فریاد وا میداردو انسان ها فقط به فریاد هم می‌رسندنه به سکوت هم… قله ای که چند بار فتح شود بی شک به تفریح گاه عمومی تبدیل می شود مواظب دلت باش ..  شاید خیلی وقتا جواب دندون شکن داشتم ولی سکوت کردم چون خودمو موظف میدونم دل نشکنم شب باش در پوشش خطای آدما ... زمین باش در فروتنی خورشید باش در دوستی و کوه باش درهنگام خشم و غصب رود باش در سخاوت و یاری به دیگران ...  یادت باشه حرف های ناگفته رو میشه گفت ولی حرفای گفته رو نمیشه پس گرفت ...  من تنهام درسته ولی تنهایی مو به بودن با آدمایی که بویی از انسانیت نبردن ترجیح میدم ... تجربه ها تو را عاقل تر میکنند ...  و درس های زندگی مارا پخته تر پس از شکست و سختی نترس که کل زندگی تشکیل شده از شکست ها و سختی ها ... 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

پس‌ چطور می خوابیم

در واقع خواب ی استراحت به اندام های بدن و مغز هست. فعالیت مغز آروم میشه اما اینکه خواب میبینیم، تنظیم تنفس و ضربان قلب و ترشح هورمون ها و حتی غلت زدن توی خواب همگی فعالیت های مغز هستن که در طول خواب هم انجام میشن


🌷🌷👏

با چی اون وقت؟

هی خودمو کنترل میکردم انجام ندم

وسواس تقارن داشتم انقد خودمو زجر دادم بالاخره عادت کردم

‌قطره، دلش دریا می‌خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته‌بود.هر بار خدا می‌گفت «از قطره تا دریا راهی‌ست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا شدن نیست.»قطرہ عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار، چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تا روزی که خدا گفت «امروز، روز توست! روز دریا شدن.» خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما...روزی قطره به خدا گفت «از دریا بزرگ‌تر، آری از دریا بزرگ‌تر هم هست؟» خدا گفت «هست.»قطره گفت «پس من آن را می‌خواهم. بزرگ‌ترین را. بی‌نهایت را.»‌خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: «اینجا بی‌نهایت است.»آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می‌گشت تا عشق را توی آن بریزد. اما هیچ کلمه‌ای توان سنگینی عشق را نداشت. آدم همه‌ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد. و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت «حالا تو بی‌نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است :)
منم وسواس فکری دارم با خود درمانی خیلی خوب نمیشه بهترین چیز بیخیالی طی کردن بعد نفس کشیدن انچنان صدا ...

اصلا فکر نکنم گغز بخوابه که با صدای نفس از خواب بپره

چگونه فراموشت کنم؟ آقا هستم!   بختیاری  ،شهرکرد     بنده توام دل تی تو دارم ، سیلی بکن به ای روزگارم،        میگه آقایون درخواست دوستی ندن ،، چشم ، .           کاش به جای درخواست دوستی یه چی دیگه بود که هوا ورت نداره، 
چطور 

بالا گفتم عزیزم یکی از عواملشم این بود هی خودمو سرگرم میکردم سرم خلوت نباشه تا فکرم سراغش نره

مثلا پروژه های سنگین میگرفتم تا مدن ها روش کار میکردم وقت سر خاروندنم نداشتم کم کم وسواسم فراموش شد خوب شدم

‌قطره، دلش دریا می‌خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته‌بود.هر بار خدا می‌گفت «از قطره تا دریا راهی‌ست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا شدن نیست.»قطرہ عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار، چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تا روزی که خدا گفت «امروز، روز توست! روز دریا شدن.» خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما...روزی قطره به خدا گفت «از دریا بزرگ‌تر، آری از دریا بزرگ‌تر هم هست؟» خدا گفت «هست.»قطره گفت «پس من آن را می‌خواهم. بزرگ‌ترین را. بی‌نهایت را.»‌خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: «اینجا بی‌نهایت است.»آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می‌گشت تا عشق را توی آن بریزد. اما هیچ کلمه‌ای توان سنگینی عشق را نداشت. آدم همه‌ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد. و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت «حالا تو بی‌نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است :)
پس‌ چطور می خوابیم

توی خواب تو هشیاری، نفس کشیدن ، تکون خوردن ، خواب دیدن همه و همه دلیلی بر بیداری و فعالیت مغزه 

خوابیدن در اصل بخاطر ترشح ملاتونینه که فقط روی بخشی از مغز اثر میزاره و بخواب میری 

مغز توی خواب ، حتی کما فعالیت داره و هشیاره 

دلیل اینکه صدای تنفس، پلک زدن ، ضربان قلب ، گردش خون اذیت کننده نیست سازش بدن با ایناس، مثل زمانی که عینک میزنی و بعد چند دقیقه بخاطر سازش پیام عصبی مربوط بهش توی مغز پردازش نمیشه و انگار نمیفهمی عینک زدی 

تنفس و بقیه هم مثل این مربوط به سازشه 

موقع بخواب رفتن ملاتونین به ذهن کمک میکنه چیز های مهم تریو پردازش کنه ، مثل فعالیت های روزانت ، درنتیجه هوشیاری بدن کم میشه چون مغز پیام عای شنوایی بویایی و غیره رو پردازش نمیکنه توی خواب عمیق ولی خود مغز کاملا هوشیاره 


منم همینطور همه چیز دست خود آدمه صدتا قرص ریلکس می‌کنه ولی کاری نمیکنه که چیزی رو فراموش کنی 

دقیقا روانشناس و روانپزشک هم بریم شاید راهکار بده اما آدم تا خودش نخواد نمیتونه از شر وسواس رها بشه

‌قطره، دلش دریا می‌خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته‌بود.هر بار خدا می‌گفت «از قطره تا دریا راهی‌ست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا شدن نیست.»قطرہ عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت. و هر بار، چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت.تا روزی که خدا گفت «امروز، روز توست! روز دریا شدن.» خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا را چشید. طعم دریا شدن را. اما...روزی قطره به خدا گفت «از دریا بزرگ‌تر، آری از دریا بزرگ‌تر هم هست؟» خدا گفت «هست.»قطره گفت «پس من آن را می‌خواهم. بزرگ‌ترین را. بی‌نهایت را.»‌خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: «اینجا بی‌نهایت است.»آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می‌گشت تا عشق را توی آن بریزد. اما هیچ کلمه‌ای توان سنگینی عشق را نداشت. آدم همه‌ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد. و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید، خدا گفت «حالا تو بی‌نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است :)
اره یه استراحت معمولی ک کمتر فعالیت کنه نه خواب کامل 

په این اسی چی میگه ؟ به خودم شک کردم

چگونه فراموشت کنم؟ آقا هستم!   بختیاری  ،شهرکرد     بنده توام دل تی تو دارم ، سیلی بکن به ای روزگارم،        میگه آقایون درخواست دوستی ندن ،، چشم ، .           کاش به جای درخواست دوستی یه چی دیگه بود که هوا ورت نداره، 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز