2789
عنوان

خانه دار

| مشاهده متن کامل بحث + 343 بازدید | 34 پست
ن عزيزم علنا میگه من عذاب کشیدم باید بقیه هم بکشن نظرش در مورد عروسش هم همینه

تا مامانتو دیدی قبل از اینکه چیزی بگه بگو وااای،خوشبحالت شاغلی.. از مزایای شاغل بودن بگو...و هی،بگو خوشبحالت ساکت میشه.

❤️همسر و دو فرشته ی زیبایم بودنتان ابدی❤️

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

تازه اونم با دوتا بچه کوچیک 

عزیزم کی گفته خانه داری اسونه .کارای خونه تمومی نداره درضمن بگو‌ من ارامش خودم مهم تر از پوله..تو خونه ارامش دارم

نی نی یار من کاربری سال ۹۰هستم.لطفا منو دیگه نترکون .با کاربری مامان امیر  
بیخود کردن تو چرا بع حرفشون اهمیت میدی خونه داریم لیاقت میخواد که هرکسی نمیتونه داشته باشه

مامانم میگه چند بار باهاش بحث کردم فهمیده ناراحت میشم بدتر میکنه فهمیده نقطه ضعفمه منم میذارم حرفاشو بزنه هیچیییی نمیگم گوش میدم فقط ولی انگار داره میشه یه غده تو بدنم 

مامانم میگه چند بار باهاش بحث کردم فهمیده ناراحت میشم بدتر میکنه فهمیده نقطه ضعفمه منم میذارم حرفاشو ...

مادرته دیگه. چکار میشه کرد. بگو مادر من در توانم نیست. اصن عرضشو ندارم. شما تونستی. من نمیتونم.

اینجوری بگو ولت کنه.

من باشم خودمو میزنم به نشنیدن یا میگم شوهرم اینجوری دوست داره.

والا راهکاری برای مقابله با مادر ندارم، مادرشوهر بود میتونستم بگم چکار کن.

تا مامانتو دیدی قبل از اینکه چیزی بگه بگو وااای،خوشبحالت شاغلی.. از مزایای شاغل بودن بگو...و هی،بگو ...

برای منم پیش اومده چند باری چند نفر که شاغل بودن خانواده خودم با من مقایسه میکردن 

هیچی نمیگم میگم خوش به حال  شما 

معبودم ... 🤲ای راهگشا در تاریکی ها...با کلید اجابتت ...قفل های درونم را باز کن...با تو که باشم، در جاده های تردید،...دستان توانای تو را میبینم ...قلبم در آسمان عشقت ...به پرواز در می آید واز شراب شیرین عرفانت مینوشم ..با تو در آغوش کرامتت ...ساکن میشوم ...با تو هیچ جاده ی پر پیچ و خمی وجود ندارد ...با تو دلم به عطر یاس های برکتت معطر میشود ...تو در جاده های خشکسالی ...تشنگی ام را به برکت نگاهت سیراب میکنی ...خدایا ! هر لحظه شکرت که کنارم هستی و مرا به غیر از خود وا نمیگذاری .
مثلا وقتی تو ی مجلس لباس خوب بپوشم به سمتم نگاه نمیکنن با اینکه من هیچ وقت از داشته هام پیششون چیزی ...

از حسادته عزیزم من ناراحتم این حسادت از سمت مادرمه واقعا شرایط زندگیم جوریه مجبورم تو خونه باشم ولی دلم میسوزه مالی و جانی اینقدر براش کارا کردم ولی بعضیا قدر نشناسن😥

برای منم پیش اومده چند باری چند نفر که شاغل بودن خانواده خودم با من مقایسه میکردن 

آره ..منم تو این شرایط بودم.اطرافیانم اغلب شاغلن. فقط من خانه دارم.

❤️همسر و دو فرشته ی زیبایم بودنتان ابدی❤️
آخه خواهرشوهر مادرشوهرم بگن اوکیم ولی مادرم بگه موندم چی بگم اونم هر چند روز بخدا دیوونم کرده

مادر از رو دلسوزی میگه و یا شایدم میگه که تو قدر زندگیت رو بدونی مادر حتی سیلی زدنشم از رو دلسوزیه ولی امان از خانواده همسر که محبتشونم از رو بغض و دسیسه هست به ویژه جاری

معبودم ... 🤲ای راهگشا در تاریکی ها...با کلید اجابتت ...قفل های درونم را باز کن...با تو که باشم، در جاده های تردید،...دستان توانای تو را میبینم ...قلبم در آسمان عشقت ...به پرواز در می آید واز شراب شیرین عرفانت مینوشم ..با تو در آغوش کرامتت ...ساکن میشوم ...با تو هیچ جاده ی پر پیچ و خمی وجود ندارد ...با تو دلم به عطر یاس های برکتت معطر میشود ...تو در جاده های خشکسالی ...تشنگی ام را به برکت نگاهت سیراب میکنی ...خدایا ! هر لحظه شکرت که کنارم هستی و مرا به غیر از خود وا نمیگذاری .
مادرته دیگه. چکار میشه کرد. بگو مادر من در توانم نیست. اصن عرضشو ندارم. شما تونستی. من نمیتونم. این ...

والا اینارو گفتم ولی ول کن نیست واویلا ک یه رژ ببینه زدم میگه زن خانه دار رژ وا مصیبتا🤣انگار طاعون دارم والا پارسال برا تولد بچم بردمش آتلیه تا ی هفته از زن خانه دار و آتلیه گفت بعدم ی هفته گریه کرد ک بابای من ما رو نبرده آتلیه 😐😐و خوشبحال من🙄

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز