دقیقا عین ماررشوهر خودم.. پدرمون در اوردن
احساس می کنم مادرم غریب بود
تازه بعدش باید یه سرهم مشهد و کربلا برن تا رفع بلا بشه بعد من بدبخت مادرم تنهایی یه کربلا رفت و برگشت کاش بود براش جبران می کردم این همه حمالی اینا رو کردم بعد باید مادرم اینجوری بره اخه چرا کجا فریاد بزنم این درد رو