من از نی نی سایت یه دوست پیدا کردم ظاهرا خب بود ولی به حدی حسادت میکرد داشت میپکید از زندگی من
حالا زندگیم خیلی خیلی معمولیه ها
مثلا گفت شوهرت چکارست گفتم مهندس فلان شرکت گفت عه پس مفت خوری هر هر گفتم نه کارش سخته و مثال زدم براش بعد گفت خب بره کارگری شرکتای فرش گفتم نه خب درس خونده گفت نصف شهر اون شرکت کار میکنن همچین مالی نیس
یا مثلا جلسه مولودی داشتم دعوتش کردم فرداش زنگم زد گفت به شوهرم گفتم حیف زمینی که اینا خونه ساختن کدوم بنا اومده حیاط به این بزرگی گذاشته و اتاقش فلانه و پذیزایی فلانه و انقد عیب گذاشت رو خونمون
حالا قبلش میگفت خدا کمک کنه ما دو تا اتاق بخریم از مستاجری راحت بشیم