2733
2734

از بچگی با هم خوب نبودیم دوسش نداشتم همش بخاطر دخترخاله هام و فامیلش باهام بحث می کرد خیلی بی عقل بود پولش رو می داد به فامیل قرض اونا هم‌خورد خورد بهش می دادن بخاطر اونا و طرفداری از اونا با من بحث می کرد ازدواج کردم از شرش راحت شم الان مهربون شده و فهمیده اشتباه کرده و فامیل کلاه سرش گذاشتن و تازه به حرفم رسیده ولی من هنوز فراموش نکردم از بچگی اصلا حس مادری بهش نداشتم الان هم دلسوزیه

ببین منم به همین مشکل خورده بودم.😢خانمای اینجا بهم دکترساینا رو معرفی کردن و منم از یکی از دکتراش ویزیت آنلاین گرفتم از خونه. و خیلی راضی بودم و مسالمم حل شد😍 بیا اینم لینکش ایشالا که مشکل توهم حل بشه😘

منم‌همبنطور من مامانم اب جوش ریخت روم بچه که بودم عین نامادری سیندرلا بود الان که ازدواج کردم باهم خ ...

ولی از این ناراحتم خودش هم توی زندگی خیلی زجر کشید ولی تا یادمه باهاش بحث داشتم وقتی هفت سالم بود ازم توقع داشت واسش ظرف بشورم و کتکم می زد

2728

مادرمن هم فرق میذاشت بین بچه ها باهم بحث میکردیم  یه حرفی بهش میزدم بعدش عذاب وجدان میگرفتم  گریه میکردم ازدواج کردم  مدتها برام گریه میکرد  ولی مادرادلسوزن گاهی سختی های زندگی بدخلقشون میکنه من عاشق مادرم هستم ونفسم به نفسش بسته

مادرمن هم فرق میذاشت بین بچه ها باهم بحث میکردیم  یه حرفی بهش میزدم بعدش عذاب وجدان میگرفتم &nb ...

هیچ وقت حسش نکردم همیشه مقابلم بود بجای اینکه کنارم باشه ولی خالم اینطوری نبود و کنار دختراش بود

2740
هیچ وقت حسش نکردم همیشه مقابلم بود بجای اینکه کنارم باشه ولی خالم اینطوری نبود و کنار دختراش بود

بلاخره مادرهست عزیزم 

من ۱۵ سال ازدواج کردم  هنوزرفتارهای مادرم وخواهرم که  پشت هم بودن یادم نمیره وگریه میکنم الان جونم درمیره براشون چون واقعا مهربون شدن ولی بقول شما نمیشه فراموش کرد جای زخم التیام پیدا میکنه ولی حرف تا ابد گوشه دل میمونه


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2741
2687
پربازدیدترین تاپیک های امروز