ک خونوادهشو بگی؟
تو فکر کن ما از دیشب دعواییم.
دیشب یک و نیم اومده خونه
اونم بعد کلی زنگ و اصلا گم و گور بود جواب هیچکیو نمیداد.
بعدش ک اومد با منت نشست یه ساعت بحث و صحبت و... بحثای مام هیچوقت به نتیجه نمیرسه چون هردوطرف موضع قدرت، همیشه هم بده منم.
تا سحر بیدار بودیم. ۱۱ صبح خواب بودم😂 بیدارم کرده ک داداشش و مامانش اینا میان اونجا افطار.
۲ تازه بزام لیست خریدو آورده، تا خود اذان داشتم میدوییدم. یه مبل جابجا نکرد ک جارو کنم
رفت باز بعد از ظهر اومد داراز کش رو مبل.
حالا من داشتم میدوییدم سفره بنداااز... ازین داستانا.
اومدیم بیرون با فامیلا شبم برنگشتم خونه همینجا خونه مامانم خوابیدم.
پیام داد گفت سحر بیدارشدبن خبر بده بیام دنبالتون.
عمرا بگم بیاد.
همینجا میمونم فعلا