دختر قشنگم🥰تو همه وجود منی وقتی نگاه اون چشمای مشکی و فندقی جذابت میکنم یه حسی تو دلم به وجود میاد که انگار دنیا تو مشت منه...خداروشکر میکنم که بعد کلی انتظار یه دخمل خشگل و ناااازی مثل تو به من هدیه کرد💜
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نوش جان همتون من خودم تو این ۵ روز عید مهمونی رفتیم مهمونی دادیم فقط مرغ بوده دیگ حالم بد میشه اسم مرغ میاد
دختر قشنگم🥰تو همه وجود منی وقتی نگاه اون چشمای مشکی و فندقی جذابت میکنم یه حسی تو دلم به وجود میاد که انگار دنیا تو مشت منه...خداروشکر میکنم که بعد کلی انتظار یه دخمل خشگل و ناااازی مثل تو به من هدیه کرد💜
چ تاپیک جالبی انگار ن انگار ماه رمضونه همه شام و ناهار داشتن......
ن عزیزم ما فقط افطار و شام داشتیم
دختر قشنگم🥰تو همه وجود منی وقتی نگاه اون چشمای مشکی و فندقی جذابت میکنم یه حسی تو دلم به وجود میاد که انگار دنیا تو مشت منه...خداروشکر میکنم که بعد کلی انتظار یه دخمل خشگل و ناااازی مثل تو به من هدیه کرد💜
ای جانم دست راستت رو سر من دعا کن باردار بشم کل ۹ ماه رو بالا بیارم مهم نیست برام انشالله نی نی به سلامت بغل کنی
منم خیلی دوست دارم کلی شوهرم بدش میاد منم ماهی یه بار میپزم مجبوره بخوره صداش درنیاد
هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و.... شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه. ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔
دامنت سبز عزیزم ۱۲۴هزار صلوات بفرست ان شاالله تموم نشده به مراد دلت برسی اینجوری نگو خیلی سخته دهن ...
چشم عزیزم
هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و.... شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه. ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔