ولی نمیتونم فراموشش کنم،ته دلم میخواد برگردم
ولی از دروغاش میترسم وخانوادش یکم رو اعصابم
هستن یاد حرفاشون میفتم،،ولی بازم ته دلم واسم
تجربه شد خیلی چیزا دلم میخواد برگردم،،ولی اون
فقط میگه ،،حرکتی نمیکنه،،منم موضوع خواستگاری
رو فهمیدم یه طوری شدم نمیدونم چرا خودش واقعا
میگه ما خواستگاری نرفتیم،،عزیزم ببخشید حست
به این خواستگاری چیه🙈