توهر رابطه ای مثل دوستی ، خواهربرادری و بدتراز همه زن وشوهری که بیشترین و تزدیکترین رابطه هاست وقتی یه طرفه رابطه مصرمیشه به ترک اون رابطه و به اصطلاح بهم زدن اون رابطه، طرف مقابل حتی اگه فکرکرده باشه به همین جدایی و به کمم راضی باشه به ترکش،، اما چون از طرف مقابل این اتفاق داره عملی میشه و اون داره فاعل میشه به تموم کردنِ رابطه" طرف روبرو کم میاره!
شاید طرفش هم آدم درستی نباشه یا حتی خودشم بدونه این ارتباط تموم بشه بهتره اما چون من نقش منفعل پیداکرده و طرف مقابله که فاعل و کننده و تموم کننده ی رابطه شده! سخته اون هست پذیرشش...
الان شما منظورم شمای عام هست میدونید غیر از این دنیا؛ در برابر تمام اعمال مون تواون دنیا هم پاسخگوییم ...
از کجا معلوم شما بر همسرتون حق و طلبی وبالعکس نداشته باشید ..
من خودم تو رابطه دوستی یا حتی جواب رد دادن به خواستگارام اینارو مدنظر قرار میدادم ک حتی اگه من نخوام باید به نحوی عنوان بشه شخصیت فرد مقابل حفظ بشه و بهش برنخوره و دینی گردن بیفته ...
بعد این شوهرکثافت من رفته بود فسخ! نکاح بزنه