اولش ۱۸ بار امپول رو توی کمرم فرو کرد بعد نشد بزنه
تا زیر گردنم اومد از پایین تا بالا فرو نمیرفت امپول
بعد به دکتره گفت از گردنش بزنم
من ترسیدم گفتم بیهوشی کامل بدین
کامل بیهوشم کردن
بعد بهوش اومدم دیگه توی اتاق تنها بودم زیر دستگاه و بهم از اون چیزا هست میچسبونن به بدن ...بود با اکسیژن
بعد گفتن نترس کرونا داری
اوردیمت اینجا
بعد دیگه ماجرا ها داره
خاطره زایمانم نوشتم توی اون یکی کاربریم هست
اونم مالکوم هست خواستی بخون