سلام شوهرم امشب خونه پدر شوهرم یه توهین بد بهم کرد جلو همه منم خندیدم وبه روی خودم نیاوردم ،رسیدیم خونه بعد اینکه چایی آوردم آروم گفتم چرا اونطوری گفتی گف خوب کردم منم گفتم نباید اونطوری میگفتی بعد اونم فش داد من که فوش دادم یه مشت محکم زد تو شکمم بعدشم لیوان چایی که جلوش بود رو ریخت روم داغ بود بعدشم چای کتری که توش چایی بود پرت کرد رو دیوار وبوفه ای که خیر سرم واسه عید تازه پاک کرده بودم اینم از شب عید من که با گریه گذشت
شاید بخاطر فشار مالی باشه بالاخره عید و عروسی خرج داره
نه اصلا مثلا سر اینکه چرا لوازم آرایشم تو کشو شوهرم بوده یا یه سال سر اینکه چرا پیشوازم مداحی بوده دم عیدی عوض نکردم ما در طول سال عالی هستیم غیر عروسیها و سال تحویلا و تو عروسی خودمون حتی🥲😐
نه عزیزم اهل مشروب نیست ولی دعوای ما قبل مراسم ها هستا خب اگه مشروب هم می خورد طی مراسم باید می خورد دیگه چرا قبل مراسم دعوا داره الانم باز امروز شوهرم هی داره استارت دعوا می زنه من خانومی کردم چیزی نگفتم 😐