2821
2789
عنوان

چتر نشیم 🧑‍🦼

162 بازدید | 18 پست

من از الان اعصابم خورد شده 

۱۳ روز عید کل مهمونا برای تعطیلات میان خونه ما(شهرستانیم از تهران میان)  من حتی یبارم رنگ خونشونو ندیدم اصلننن ولی هرسال عید خونمونن..

کل خرجشونم باماست ینی یه کیلو پیاز باخودشون نمیارن .. شبا تا صبح میگن میخندن 

خواب ک تعطیل روزم ک خوابن ما باید تدارکات ناهار و شامو بذاریم براشون🗿

بخدا صبرم دیگه حدی داره.. بزرگترا خونه مامانبزرگن نوه ها خونه مان 🗿گلبم داره ترک برمیداره از الان سردرد گرفتم... ب مامانم میگم چرا رو میدی میگه مهمونن باید روی خوش نشون بدیم💔🗿

آرزو کردم تورا شاید که سهمم باشد این عشق‌..

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

واقعا لعنت به مجردی که هیچ اختیار و استقلال و حریم خصوصی نداری و باید چوب سادگی و خوش خدمتی و نه نگفتن خانوادتو بخوری

نه شعرهای سهراب، نه عاشقانه های شاملو، هیچ کدام مرهم بی قراری هایم نشد. کسی جز اخوان حال مرا درک نکرد.آنجاکه گفت: «کیستم جز تکه ای تنهایی»
وای از این مهمون نوازی ها انقدر بدم میاد پدرم و پدر شوهرم و شوهرمم همینجورن میگن ادم باید احترام م ...

خوبه بزرگتراشون نیستن‌...فقط بچه ها اینجان اگه بزرگترا بودن صد در صد سکته میکردم

آرزو کردم تورا شاید که سهمم باشد این عشق‌..
یه سال شما برین تهران... یا اینکه برین مسافرت بابا
خاله‌ی مامان منم دقیقا همینه.. ماه پیش عروسی بچش بود یه زنگم نزد به ما در حالی که همه دعوت بودن بعد الان دم عیدی زنگ زد حال و احوال کنه که بعد بیاد خونمون
خداروشکر ما مستافرتیم😃
اگه توی تاپیکی بحثی راجع به کتاب، طبیعت، فیلم، ورزش و تاپیک های دعا حتمااا تگم کنید
واقعا لعنت به مجردی که هیچ اختیار و استقلال و حریم خصوصی نداری و باید چوب سادگی و خوش خدمتی و نه نگف ...

متاهلم بشم با این شانسی که دارم .. بازم مهمونا و همه کارا برا منه بدبخته

آرزو کردم تورا شاید که سهمم باشد این عشق‌..
یه سال شما برین تهران... یا اینکه برین مسافرت بابا خاله‌ی مامان منم دقیقا همینه.. ماه پیش عروسی ...

با ۱۸ سال سن .. رنگ خونشونم ندیدم  .. خودشون خونه دارن اینجا ولی بازم چترن خونه ما من نمیدونم خونه خودشون براچیه برا خبر مرگ منه😐😐

آرزو کردم تورا شاید که سهمم باشد این عشق‌..
یبار یه تیکه ای بنداز که بهشون بر بخوره نهایتا از مامانت کتک میخوری ولی بعدش ازادی ازمایش شده تض ...

دلم نمیاد... خاک برسرم😐💔

آرزو کردم تورا شاید که سهمم باشد این عشق‌..
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز