ببین وحشتناکه و درکت میکنم
همسر من تا چند سال با من مثل غریبه رفتار میکرد
تصور کن من تو حمع فامیلی تنها بودم
خونه تنها بودم
خونه اقوام خودمون نمیتونستم برم
یه وضع وحشتناک
اینارو نمیگم که بگم توخوشبختی پس ول کن
اینارو میگم که تهش بگم اگر من از این وضع در اومدم اونم با این راه پس توام میتونی
اونم تو دوران نامزدی
فقط همیشه به این فکر کن اون دوستت داره ولی چیزای بدی که نباید رو بهش یاد میدن
حالا
اگر اونا یادش میدن چرا تو نتونی؟