اهاااا راست ميگه
شوهر من ماشين رو داد به پسر عموش دو ساعت تو شهر دور بزنه اونم داد به برادرش
برادرش تو ماشين ترياك ميذاره با دوستاش برن ى روستاى ييلاقى حال كن پليس ماشين رو ميگيره
شوهرم پسر عموش رو مجبور كرد بياد ى قولنامه برا تاريخ قبل بنويسن كه اون ماشينو خريده
ولى نزديك يك ماه در گير بود