منم تو دانشگاه اینجوری بودم خیلی خشکو اخمو خیلیا درخواست میدادن رد میکردم ولی یه علایی بود ترم بالایی بود خیلی شوخ بود زیادم جذاب نبود من همیشه ته کلاس میشستم ،روی درای ما یه قسمتی باز بود همیشه اون میومد اونجا به من عین گربه خیره میشد بعد میگفتم چیه میگفت فقط یدونه آدامس بده برم انقد باهام شوخی کردو سربه سرم گذاشت که جدی جدی عاشقش شدم