2777
2789
عنوان

چه حسرتی تا همیشه همراهته

| مشاهده متن کامل بحث + 551 بازدید | 73 پست
عزیزم 💔اگه دوست داری بگو چی شد ک بهم نرسیدین

یه مشت ادم روانی مریض

ازجمله خانواده

یالاخص مادرش

و پدرم


اجازه ندادن


خواستیم فرارکنیم

غرورم اجازه نداد

همم ترسیرم‌پدرم سکته کنه

بین عشق و خانواده 

خانواده رو انتخاب کردم

پدرمم رفت علیه ش شکایت کرد انداختش زندان الکی و صوری...براش پرونده سازی کرد

خاستیم ازایران بریم برای همیشه 

ترسیدم

بخاطر خانواده م...

خییییییییییییییییییلی گریه کردم‌اینهمه سال

۲سال بعدازمن ازدواج کرد😔

هییییچی تودلم عوض نشد هیچی کمرنگ نشد

یه مشت ادم روانی مریض ازجمله خانواده یالاخص مادرش و پدرم اجازه ندادن خواستیم فرارکنیم غر ...

اخی چه سختتتت کاملا مشخصه چقد همو دوست داشتین واقعا نمی دونم چی باید بگم چون هر چی بگم .... 

پیش اومده بعد از اون دوران همو ببینید؟

سه سال امضام این بود:یه روز که خیلی دیر نیست میام میگم دیدی تهش قشنگ شد؟الان همون روزیه که خیلیم دیر نبود و اومدم بگم بالاخره تهش قشنگ شد🩺🥼

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

یه مشت ادم روانی مریض ازجمله خانواده یالاخص مادرش و پدرم اجازه ندادن خواستیم فرارکنیم غر ...

میتونم بپرسم چند سالته ؟

سه سال امضام این بود:یه روز که خیلی دیر نیست میام میگم دیدی تهش قشنگ شد؟الان همون روزیه که خیلیم دیر نبود و اومدم بگم بالاخره تهش قشنگ شد🩺🥼
اخی چه سختتتت کاملا مشخصه چقد همو دوست داشتین واقعا نمی دونم چی باید بگم چون هر چی بگم ....  پ ...

اره یبار دیدمش

ناخوداگاه زدم رو ترمز اسم کوچیکشو صدا کردم

انگار خودم‌نبودم دست خودم‌نبود یهویی شد اسمش اومد تو دهنم

انقدررر با ذوق اومد طرفم خدامیدونه چه حسی داشت بعداز ۱۰سال

اره یبار دیدمش ناخوداگاه زدم رو ترمز اسم کوچیکشو صدا کردم انگار خودم‌نبودم دست خودم‌نبود یهویی شد ...

چه صحنه احساسی😭😭😭شروع صحبتتون خیلی سخت بود نه؟

سه سال امضام این بود:یه روز که خیلی دیر نیست میام میگم دیدی تهش قشنگ شد؟الان همون روزیه که خیلیم دیر نبود و اومدم بگم بالاخره تهش قشنگ شد🩺🥼

حسرت جوونی کردن رفتن بیرون بانامزدم کلن عشق بازی توی جووونی نه فرصت جبران ندارم

مسولیت شمادرقبال خودتان این است باافرادی دوستی کنیدوبه کسانی عشق بورزید،که به ذهن شمااحترام میگذارند!عاشق آشپزی نویسندگی وشعر،ورزش،موسیقی،محیط زیست! ،یه ستاره توهفتاآسمون ندارم،سرموروشونه های بی کسی م میزارم /// بازم خدایاشکرت😍

حسرت داشتن همسر... همراه... همدل...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
اره یبار دیدمش ناخوداگاه زدم رو ترمز اسم کوچیکشو صدا کردم انگار خودم‌نبودم دست خودم‌نبود یهویی شد ...


ما تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم یعنی خیلی پیش میاد ک ادما همو زیاد ببین 

ماجرا برمیگرده به حدودا ۴۰سال پیش دو نفر ک بی نهایت عاشق هم بودن و حتی اسم بچشونم انتخاب کرده بودن، مامان دختر نمیزاره بهم برسن  و دختره با پسر عموش ازدواج میکنه ،اقاهه هم چند سال بعدش .تاااا اینکه مرده اسمی که انتخاب کرده بودن رو میزاره رو داداش من ،اما دختره اسمه رو میزارع رو بچه ش💔و...

 چند روز پیش اقاهه اومده بود خونمون میگه بعد از این همه ساااال دیدمش یهو! بعد از این همهههه سال !!!«خیلی عجیبه ک تو یه شهر کوچیک همو ندیدن» 

میگه جا خورد! ناخودگاه  گفت سلام،گفتم سلام خانم....«شوهر خانمه دو سالی میشه فوت شده»

وقتی تعریف میکرد چقد واسش دل سوزوندم که از انتخاب اسم رسیدن به سلام خانم فلان اقای فلان  و تبدیل شدن به غریبه های   اشنا... 

اینو گفتم تا بدونی مثله تو خیلی زیاده عزیزم حق داری همیشه حسرت داشته باشی اما همین ک بدونی تنها نیستی شاید یکم ارومت کنه

سه سال امضام این بود:یه روز که خیلی دیر نیست میام میگم دیدی تهش قشنگ شد؟الان همون روزیه که خیلیم دیر نبود و اومدم بگم بالاخره تهش قشنگ شد🩺🥼
نه اصلا  انگار کل ۱۰سال تو ذهنمون باهم‌ زندگی کردیم انگار زمان نگذشته بود

چ خوب☘️

سه سال امضام این بود:یه روز که خیلی دیر نیست میام میگم دیدی تهش قشنگ شد؟الان همون روزیه که خیلیم دیر نبود و اومدم بگم بالاخره تهش قشنگ شد🩺🥼
چ خوب☘️

ولی یه جسارت بهم بدهکاره

یه پا پس نکشیدن

یدونه تا اخرش منتظر موندن

یدونه جون کندن

من بخاطرش رفتم درس خوندم وکیل شدم تا خودم بتونم اجازه ازدواج از دادگاه بگیرم

بنظرم عمرم تباه شد

من اگه برگردم عقب عاشق نمیشم

این اشتباهه مسخره س اصلا

عمرت به فنامیره

ولی دوست دارم یبار فقط یبار یه روز بریم کیش صبح تاشب فقط قدم بزنیم حرف بزنیم برگردیم

کاش ساعت آرنولد مال من بود

خودم بچه طلاقم پدرم ازدواج مجدد کرده زندگی ۱۰ سالم و تموم شد طلاق گرفتم ۲ تا بچه دارم دخترم پیش پدرش خیلی داره اذیت میشه دارم تلاش میکنم بتونم‌تو۹ سالگی بیارمش پیش خودم.پدرم فقط میگه پشتم هست و حمایتم میکنه اما قدمی تو این یک سال برنداشته .خستم‌خیلی خسته.۱ سال وارد رابطه ای شدم که میدونم هرچقدر هم براش بجنگیم به هم نمیرسیم.امشب برای اولین بار تو این یک سال دلم اذش شکست حس بدی پیدا کردم‌ دارم خفه میشم .دلتنگی دخترم و بی قراری هاش حسرت زمدگی که زحمتش و کشیدم و بخاطر خیانت هاش به باد رفت.بخاطر فشارهای بیجای خانواده واسه رابطه ای که میدونم تهش تنهایب .واسه اینده بچه ها..بخدا انصاف نیست من فقط ۲۹ سالنه و این همه درد و بلاتکلیفی🤦‍♀️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز