این چه حرفیه من تنها جمعی که دوسداشتم باهاشون باشم خاله ام ومادر بزرگم و مادرم بود منم تنها نوه ی دختر هستم
کلی چیز ازشون یاد میگرفتم کلی باهم میخندیدیم وشوخی میکردیم چهار تاییمون یه گروه بودیم واسه خودمون باهم میرفتیم بازار
میرفتیم تفریح با خالم انقد میخندیدیم به سوتی های همدیگه
اما همش تموم شد دیگه من شدم یه مرده الان ۶ ماهه خونه هیچکس نرفتم دیگه زندگیم تموم شد 😭