من خونم تهرانه. هنوز دو ماه خونه خودم نبودم که پسر دخترخاله عروس عمه مامانم لبخند زنان اومدن خونم... دیدم داره شروع میشه هرکی کار اداری داشت به من زنگ میزد برو انجام بده هرکی میومد تهران مستقیم خونه من... قشنگ خودم و از همه کشیدم کنار حتی یکبارم که زنگ زدن ما تهرانیم گفتم خوش بگذره شرمنده من شمالم. خلاصه این شد که فهمیدن خوشم نمیاد و قطع ارتباط شد. و بدرک