2777
2789
خخ اخی تا ۹تلاش کن بیدار بمونه یک دفعه بخوابید😁

🙂😂بدبختی اینه همسرم بیاد تا دو و سه نمیزاره بخوابم

سلام بابا خوبی؟(: بابا دردت ب جونم قربون اون چشمات برم ک از خنده کنارش چین افتاده بود حالت خوبه؟بابا دلم برات خیلی تنگ شده میگن خاک سرده فراموش میشه…ولی خیلی سال شده ک هنوز گرمی دستت رو سرم هست…بابایی خیلی دلم برات تنگه انقد تنگه که نمیدونم خیلی و چجوری بگم که بفهمی خیلی دقیقا یعنی چقد…بابا پرنسس کوچولوت مامان شد ولی تو نبودی دست بکشی رو سر پسرش …بابا پرنسس کوچولوت داغ دیده داغ عزیز دیده میدونی داغ عزیز یعنی چی؟نه نمیدونی …تو ک خودت و از دست ندادی…وقتی پسرم ب بردیا گفت بابا برای اولین بار قلبم تیکه تیکه شد…(: چرا من بابا ندارم؟باباااا من به بچم حسودیم شد چون بابا داشت…بابا عروسک مو طلاییت داره پیر میشه موهاش دارن سفید میشن از دوریت ، بچه ک بودم اشتباه ک میکردم باهام قهر میکردی تا نمیومدم بگم ببخشید و بوست میکردم همچنان قهر میموندی و بهم نمیگفتیوروجک(: بابا چه اشتباهی کردم ک این همه ساله قهری؟بابا ببخشید ت رو خدا ببخشید میشه آشتی کنیم؟؟؟بابا یادته همیشه میگفتی آخرین باره میبخشمت ؟ ولی هربار با هر اشتباهم بازم میبخشیدیم و زیر حرفت میزدی؟بابا بعد تو هرکی این جمله رو بهم گفت دیگ واقعا منو نبخشید(: اخ بابا جای خالیت نه تنها کمرنگ نشد بلکه جونم و گرفت (: انتظار برای دیدن دوبارت توان زندگی کردن و از من گرفته…بابا جون پگاهت بیا بغلم کن(:

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من با دوچرخه با سر رفتم تو باغچه ولی کم نیاورم آخرش خونی با کلی زخم اومدم بیرون گفتم چه گلای قشنگی د ...

خیلی باحال بود من خیلی شیطون بودم بچه بودم خیلی افتضاح ی دوست داشتم تو مدرسه دماغو کلاس اول بودم مداد رنگی دوازده رنگ داشتیم مال اون انگلیسی بود قاب فلزی داشت مال من از ابن کاغذیا بود با خودم گفتم این لیاقت نداره اسم خودم رو مداد رنگیام نوشته شده بودمال خودمو گذاشتم تو کیف اون مال خودمو برداشتم فرداش بابام تو مدرسه بود هی میگفتن مداد رنگیاشو بده میگفتم نه نمیدم اونا مال اون باشه😂😂😂😂😂😂

کم هم نمیاوردی که🤣

نه بابا حالا ی دفعه سیزده بدر رفته بودیم بیرون ی خانواده اش درست کرده بودن من دلم خواست ما هم یادم نیست چی داشتیم خواهرمو بردم از من ی سال کوچیکتره ولی از من قدش بلندتره به زنه گفتم خانوم اخه این بچه دلش آش میخاد اونم کلی خندید ی قابلمه اش کشید برد داد به مامانم گفت این دخترت دلش اش میخاد اونیگی رو برداشته اورده😂😂😂😂😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792