2789

ولی خودمونیم آیسان عجب گوشی داشت که شارژش تموم نمیشد 

دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش/سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش /یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری/راضی به همین چندقلم مال خودت باش 
چونکه ام عبیده گم شده بود و  ابوخالد به اون شک کرده بود

چرا دیاکو تا داعشیارو میبینه انگشترش رو در میاره ؟

و وقتی ازشون دور میشه ، دوباره دستش میکنه ؟

مگه اون انگشتره چیه ؟

از بعضی کاربرا يه اسكرين شاتايی تو گوشیمه که فقط دوس دارم باهاتون به مشکل بخورم! 😂🤌🏻

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من قسمت قبل رو درست و حسابی ندیدم چرا آیسان رو تو اتاق زندونی کرده بودن ؟

ابوخالد اومد مضافه گفت مطمئنم گم شدن ام عبیده زیر سر توئه بعدم کفت زندانش کنید تا ببینیم چه بلایی سر ام عبیده اومده ولی یواشکی به نگهبانا گفت مواظبش باشید چیزیش نشه 

😍آه باران باران    شیشه پنجره را باران شست    از دل من اما چه کسی یاد تو را خواهد شست؟؟😍
چرا دیاکو تا داعشیارو میبینه انگشترش رو در میاره ؟ و وقتی ازشون دور میشه ، دوباره دستش میکنه ؟ مگه ...


اولش چی شد من اولشو ندیدم چطور از شر داعشیا راحت شدن میخواست باک بنزینو  آتیش بزنه

😍آه باران باران    شیشه پنجره را باران شست    از دل من اما چه کسی یاد تو را خواهد شست؟؟😍
اولش چی شد من اولشو ندیدم چطور از شر داعشیا راحت شدن میخواست باک بنزینو  آتیش بزنه

دیاکو بهشون شلیک کرد

از بعضی کاربرا يه اسكرين شاتايی تو گوشیمه که فقط دوس دارم باهاتون به مشکل بخورم! 😂🤌🏻

سریال سر گیجه رو می‌بینید  چرا کسی در مورد این سریال حرف نمیزنه  به نظرتون پیمان چرا اون ...

مگه کشت معلوم نیست مرده باشه مگه ندیدی یه نفر زنگ زد گفت بیا زنتو جمع کن رفت دید با کامرانه با کامران بحثش شد هلش داد خورد زمین  

😍آه باران باران    شیشه پنجره را باران شست    از دل من اما چه کسی یاد تو را خواهد شست؟؟😍

[QUOTE=274893040]مگه کشت معلوم نیست مرده باشه مگه ندیدی یه نفر زنگ زد گفت بیا زنتو جمع کن رفت دید با کامرانه با کامرا ...[/QUOTE

پس اون قسمت کیو برد تو ماشین تو گاراج قدیمی دور ماشین بنزین ریخت آتیش زد 

[QUOTE=274893040]مگه کشت معلوم نیست مرده باشه مگه ندیدی یه نفر زنگ زد گفت بیا زنتو جمع کن رفت دید با ...

کدوم قسمت من ندیدم 🧐🧐

😍آه باران باران    شیشه پنجره را باران شست    از دل من اما چه کسی یاد تو را خواهد شست؟؟😍
عه  فکر کنم قسمت دو بود  الانم یکی خبر داره هی به زنش پیام میده  قسمت ۵ هم که امرو ...

اره ولی تو گاراژ نبرد ماشین آتیش بزنه تو پارکینگ هتل کامرانو هل داد افتاد بعد دید گوشیش نیست برگشت دید دارن میبرنش با آمبولانس حالایه نفر عکس و فیلماشوبراشون میفرسته 

😍آه باران باران    شیشه پنجره را باران شست    از دل من اما چه کسی یاد تو را خواهد شست؟؟😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792