شوهرم میگه سه روز مرخصی بگیرم واسه خونه تکونی.بش گفتم پارسال گه اصن کمک نکردی مرخصی چرا؟گف واسه تو نه.واسه خونه مامانم اینا!مامانش اینا خیلی پیرن.
گف یروز خونه خودمون.بعد دوتایی میریم اونجارو تکیز میگنیم.هیچی نگفتم.گف میای دیگع نه؟گف هر وقت دخترش اومد منم میام.گف دخترشم میاد.گفتم دوتایین بسه دیگه من خودم کار دارم. شرو کرد بع دادو بیداد کع تو بد ذاتی.تو فلانی...منم گفتم اگه من حمالیتونو کنم خوبم!
باباش نود سالشه
بخدا از بس اذیتم میکنه شوعرم بخاطر اونا ارزوی مرگشونو دارم.