من یه بار بابت امپول تو رگی مردم
همه جا سفید بود
مامان رفته بود دنبال بابا برگشته بود دیده بود هنوز مردم جیغ زد یهو محکم برگشتم
جوری که گردنم و سرم درد میکرد
انگار نشسته بودم
و تمام بدنم یخ کرده بود ودست و پام شروع کرد به مور مور شدن
اولش فقط میشنیدم نمیتونستم حتی پلکمو تکون بدم
وقتی برگشتم فهمیدم جسم ادم چقدر سنگینه وقعا جسم زندان روحه
و وقتی می میری مثل پر سبک میشی
کلا حس خیلی خوبی بود