نه عزیزم دیشب تایپ میکردم شارژم تموم شد
داشتم میگفتم اوناواخر دیگه از کاراش خیته شده بودم تو رابطمون اون عاشق بود من میخواستم تموم شه اومدن خاستگاری بابام گف به راه دور دختر نمیدم چقد پشت تلفن التماس و گریه زاری کرد بابام بهمگف اگه میخوایش بگم بیان گفتم نه تا اینکه من ازدواج کردم بعدش داداشش زنگ زده بود بابامم گفته بود ازدواج کرده