دردم میاید در تخت خواب با عقیده هایم موافقی و صبح ها از دنده ی دیگری پا میشوی…
تمام حرف هایت عوض میشود..
دردم میاید نمیفهمی…
تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است …
حیف که فاحشه ی مغزی بودن بی اهمیت تر از فاحشه تنی است …
من محتاج درک شدن نیستم…
دردم میاید خر فرض میشوم…
دردم میاید انقدر خوب سر وجدانت کلاه میزاری هر بار که ازادی هایم را محدود میکنی..
میگویی من به تو اطمینان دارم اما جامعه خراب است..
نسل تو هم که اصلا مسول خرابی هایش نبود نه؟