چن ماهیه باهمیم قصدش جدی بوده جوریک چنبار اسرار میکرد من ب مادرم درمورد رابطمون بگم مادرش خودش میدونه من بهش گفتم یکم ک بگذره بهش میگم پسره خوبیه تاحالا ازش چیزی ندیدم ولی امشب بهش گفتم فردا ب مامانم میگم بم گف فعلا نگو گفتمش من نمیتونم چیزیو از مامانم قایم کنم بم گفت ی لحظه حس متاهل بودن بم دس داد ترسیدم ی حالی شدم نمیدونم بم گف 2یا3روز میرم مشاوره فعلا باهم حرف نزنینم که فکرامو بکنم
بنظرتون میره یا میمونه؟🙂
خیلی دوسش دارم