۱۲ ساله ازدواج کردم شوهرم سالی یه بار میره از خونه و میگه طلاقت میدم طلاق بده نیستا ولی میگه هر بار که میگه زندگیم روحم روانم همه چی بهم میخوره حتی حالم بد میشه فوری پدر مادرمو خبر می کنه،منم از ترس اینکه ناراحت نشن، فوری خودمو جمع و جور میکنم در اوج نفس تنگی. آخه خونمون آپارتمان هست و مادرم طبقه پایینمون هستن.ادم بدی نیست اهل خیانت و دود و دم نیست. بچه شش ساله دارم خودمم طلاق بگیر نیستم اما هر بار خرد میشم از زندگی متنفر میشم.دوست دارم بچه و خودمو بکشم تا اسیر همچین آدمی نباشم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
من اصلأ نیاز مالی هم ندارم ، خانوادم هم تکمیله ، اما همسرم با همه قهره حتی مادرش. نمیخام انگ بی وفای ...
اولین باره تو این چند سال که خوننده خاموش بودم یا عضو به صراحت می گم که تو یه کم که نه خیلی کم داری انگ نامهربانی خل و چلی شوهرت فهمیده دیوونه ای ،،چرا خودتو کم می بینی
فکر کنم شوهرت به احتمال زیاد افسردگی داره و در گذشته زندگی می کنه و مدام یاد مشکلاتش با شما میفته و دوست داره جدا بشه ولی جسارتش رو نداره عملی کنه و فقط حرفش رو میزنه
یعنی دیوونه میشم چهارشنبه قیچی رو برداشتم گفتم یا تو رو میزنم یا خودمو. اگه از دور ببینید میگید آدم خوبیه دست بزن نداره وضعیت مالی خوبه ، از طرفی شغلش هم طوریه در هفته دو روز سه روز گاها یک روز در هفته میره ماموریت و خونه نیست ، مثلاً الان راحته اعصابم میگم خب یک هفته نیست ،تمدد اعصاب میکنم دیگه برای چی طلاق بگیریم. صبح زود میره سرکار ر و شب برمیگرده ، حالا شبشم میرم اتاق میشینم دیگه. اما مسأله پسرمه، پسرم میگه مامان تا کی قهر میمونی. یا عادت پدرشم خیلی اوقات انجام میده ، تا حرفی بهش میگم میزاره میره از سالن
بعد از این همه سال نفهمیدی اهل طلاق دادن نیس و داره اذیتت میکنه؟خیالت راحت باشه کجا بره بهتر از خونه شما؟یه زن ترسو داره یه خانواده زن حمایتگر داره الان مثلا طلاقت داد کدوم خری میاد زنش بشه اخه!هر وقت گفت طلاق میگیرم تو باور نکن ذره ای نگران نشو به مامانت اینا هم بگو این چرت و پرت زیاد میگه الان خونه مادرش بره مامانش راهش نمیده حتی خودشونو ناراحت نکنن فقط بی محلی کن حساست نشون نده وقتی ببینه برات مهم نیس خودش ادم میشه دیگه تکرار نمیکنه تو با خوشی زندگی کن وقتی هم نیس پیگیرش نشو و اتفاقا بیشتر خوش بگذرون