میفهمم چی میگی درد من فقط الان نیست یه کاری کرد که شوهرم حرمت زندگی متاهلی رو حفظ نکرد به خاطره همون ...
البته اینم به شناخت شوهر ربط داره مثلا من میدونم همسرم شاید با دیگران راحت باشه ولی اهل خیانت نیست مثلا یه بار یکی از همکارای خانم برای تولد همسر من یه پیرهن خریده بود رفته بود مثلا مسافرت سوغاتی آورده بود من ناراحت نشدم راستش چون همسرمو میشناسم بعدشم تموم شد رفت
البته اینم به شناخت شوهر ربط داره مثلا من میدونم همسرم شاید با دیگران راحت باشه ولی اهل خیانت نیست م ...
شناختم این بود که شوهرم با یه نامحرم راحت صمیمی وهمکلام نمیشه تازه دیگه همکارشم نبوده روزی نیم ساعت مکالمه داشتن ۱۰۰ تا پیام ردو بدل شده میگه من نیتی نداشتم حرفهای عادی زدیم خوب که چی این همه ارتباط بین دوتا نامحرم بالاخره باهاش دردودل کرده ذهنش آروم میشد