چون من میخام ناخن بکارم میگه منم میخام بکارم منم گفتم اره حتما بیا باهم بکاریم یجورایی لج داره . بعد چند بار شنیده بودم که همش پشتم حرف زده منم جوابشو دادم گفتم اگه اینجوریه نمیگرفتی کی مجبورت کرده اونم بهم گفت گوه نخور و فلان هرکاری براش میکنم به چشمش نمیاد کلی حمالی میکنم اما اگه یساعت بشینم کل کارام یادش میره من بخاطر این حرفاش حلالش نمیکنم اما بازم چون تو روش وایسادم هربار میبینمش خجالت میکشم .. ولی بخدا من تا کسی پا رو دمم نزاره کاری ندارم . اعصابم همش خراب و درگیره