2777
2789

گم کرده بودم کاربریتو اصلا درجریان این اتفاقات نبودم،قبلا هرکی میگفت طلاق عاطفی درک نمیکردم اما خودم اینجوری شدم از این میسوزم که پای نداریهاش موندم بااینکه توخواستگاری گفته بودم من آدم تنگنا نیستم ولی اون دروغ گفت از حقوق وشرایطش ،همیشه دعوا داشتم اما خب ته تهش باز باهم خوب میشدیم زود اما بعدازخیانتش انگار مردم واز خودم طلبکار که جرا نفس میکشم عصبی تر شدم تحمل نق نقهای دخترمو ندارم وهمش بخاطر اونه شبها زنگ میزنم برنمیداره میگه دستم بند بوده وفلان سه شب سرساعت اینکاروکرد باهاش دعوای بدی کردم گفتم بمیری برام مهم نیس توخیانت کاریو آدم نیستی ،میدونم که داره خطا نمیکنه دیگه چون حسم میگه، اما نسبت بهش اینجوری شدم الان چن وقت باهم قهربودیم امشب یه کوچولو حرف زدیم اونم بادادوبیداد من تموم شد 

..........

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

گم کرده بودم کاربریتو اصلا درجریان این اتفاقات نبودم،قبلا هرکی میگفت طلاق عاطفی درک نمیکردم اما خودم ...

چیکار میشه کرد باید بسوزیم و بسازیم

فکر میکنی بعد طلاق زندگی گلستون میشه؟

نه من که اصلاطلاق نمیتونم جهنم بهترازخونه پدر پسرسالاری منه

منم همینطور 

تازه اگه یه وقت دخترت رو ازت بگیرن.همین بچه ای که گاهی از دستش عاصی میشیم .یه روز بدون اون نمیشه زندگی کرد

نگاه زنای دیگه به ادم که انگار هر لخطه قراره شوهرشون رو بدزدیم

مسایل مالی و امید به اینده و ......

مثلا اگه طلاق بگیریم قراره دوباره ازدواج کنیم؟ با یکی بدتر از این؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792