خواب دیدم یه مهمونی بود بهش سلام کردم تا جواب سلاممو داد سریع اومد دستشو انداخت دور گردنم گف بالاخره اومدی جلو باهام حرف زدی منم تلاش میکردم دستشو جدا کنم میخواس منو ببره یه جایی که کسی نباشه راحت باشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اینهمه خوابشو دیدم یبار طردم نکرد یبار بدنبود باهام همیشه عاشق همیشه منتظر یه اشاره حتی یبار خواب دیدم کسی میگفت عاشقته بخاطر تو این کارو کرده. قلبم😭😭😭