2777
2789
عنوان

پوست سبزه

| مشاهده متن کامل بحث + 3618 بازدید | 144 پست
ببين گلم وقتي كلسيم تو خون زياد باشه ي سري غده اونجا تشكيل ميشن  جراحي ميكنن اگه نياز نباشه بدو ...

18 

آها ممنون. خیلی خطرناکه؟ 

اوضاع اکنون حاصل خوردن یک سیب نیست! حاصل غارت یک باغه!! 
هیچ راهکار واقعی ای نیست عزیزم‌ ولی میتونی بری پیش مشاور با خودت به صلح برسی و خودتو دوست داشته باش ...

ای جانم مرسی واقعا خیلی اعتماد به نفس خوبی داره رفیقت 

من هیچ مشکلی ندارما فقط سبزم پس رو خودم کار میکنم ازین به بعد هر روز جلو آینه میگم من چقدر خوووشگلم خخ

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

این حرفای کلیشه ای و شعار بیشتر اعصابمونو بهم میریزه😑منم سبزه ام دوس داشتم سفیدباشم ولی خب

خب هر چقدم ادم خودشو عذاب بده مگه رنگ پوست عوض میشه چاره ای نیست که منم خواهر برادرم بور و سفیدن من سبزه ام همه فامیلم به روم میارن اینو قبلا ناراحت میشدم الان دیدم اصلاااا مهم نیست وقتی این پوست نهایت ۶۰-۷۰سال دیگه قراره غذای سوسکا بشه😬😂

ببخشید من بجای کسی ک سوال پرسیدین جواب میدم اگه باشه بله مشکلی ایجاد میکنه تو سطح کلسیم خون و یه سر ...

آها مرسی ممنون لطف کردین واقعا ❤️❤️

اوضاع اکنون حاصل خوردن یک سیب نیست! حاصل غارت یک باغه!! 
میگن ۳ماه باید استفاده کنی من یک ماه زدم خیلی خوب بود الآنم دارم ولی هر شب نمیزنم دیگه واقعا زیر چشم ...

دور چشم سی گل؟؟؟؟؟؟ 

و خدایی که در تمام دل آشوبی هایمان در میان تمام هست ها ونیستهایمان، در میان تمام فراز ها وفرودهایمان دستمان را گرم می فشرد وما حس میکنیم چه عمقی دارد حضور مهربانش وما چه مخلوق با ارزشی هستیم که سرمای دلمان در تنگا تنگ نا امیدی ها وتاریکی ها، در نبودها ونشدن ها، در غارت حس عمیق امنیت، به کور سویی از امید چنگ می زند و چون کودکی بی تاب از اغوش مادر، بی درنگ آرام میگیرد ومن هر روز با خویش تکرار میکنم: من خدایی دارم فراسوی تصوراتم که مرا به آغوش مهربانش عاشقانه میفشرد وچه زیباست حس مبهم دوست داشته شدن در میان تمام دلشکستن ها.

دوستان یراه اساسی برای درمان جای سو ختکی با اب جوش بگین. روی دستم اب حوش در حال قل قل کردن ریختـ. کباب شدم. جاش خیلی بد مونده. الفا میزنم. عسل هم جند روز زدم وروش رو پانسمان میکردم. 

و خدایی که در تمام دل آشوبی هایمان در میان تمام هست ها ونیستهایمان، در میان تمام فراز ها وفرودهایمان دستمان را گرم می فشرد وما حس میکنیم چه عمقی دارد حضور مهربانش وما چه مخلوق با ارزشی هستیم که سرمای دلمان در تنگا تنگ نا امیدی ها وتاریکی ها، در نبودها ونشدن ها، در غارت حس عمیق امنیت، به کور سویی از امید چنگ می زند و چون کودکی بی تاب از اغوش مادر، بی درنگ آرام میگیرد ومن هر روز با خویش تکرار میکنم: من خدایی دارم فراسوی تصوراتم که مرا به آغوش مهربانش عاشقانه میفشرد وچه زیباست حس مبهم دوست داشته شدن در میان تمام دلشکستن ها.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108