•من یه قوی سیاه رنگمکه از ترس گوشه گیر شدن،از شب به روز فرار میکنه زیر طلوع آفتاب می ایسته و مشغول خود نمایی میشه...اما همین که آفتاب ذره ای بالاتر میاد،از ترس نمایان شدنش،دوباره به دریاچه ای پناه میبره که توی تاریکی ها ساخته شده~🫂💔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
•من یه قوی سیاه رنگمکه از ترس گوشه گیر شدن،از شب به روز فرار میکنه زیر طلوع آفتاب می ایسته و مشغول خود نمایی میشه...اما همین که آفتاب ذره ای بالاتر میاد،از ترس نمایان شدنش،دوباره به دریاچه ای پناه میبره که توی تاریکی ها ساخته شده~🫂💔
•من یه قوی سیاه رنگمکه از ترس گوشه گیر شدن،از شب به روز فرار میکنه زیر طلوع آفتاب می ایسته و مشغول خود نمایی میشه...اما همین که آفتاب ذره ای بالاتر میاد،از ترس نمایان شدنش،دوباره به دریاچه ای پناه میبره که توی تاریکی ها ساخته شده~🫂💔
•من یه قوی سیاه رنگمکه از ترس گوشه گیر شدن،از شب به روز فرار میکنه زیر طلوع آفتاب می ایسته و مشغول خود نمایی میشه...اما همین که آفتاب ذره ای بالاتر میاد،از ترس نمایان شدنش،دوباره به دریاچه ای پناه میبره که توی تاریکی ها ساخته شده~🫂💔