اعتماد به نفس من همیشه درمقابل نامزدم کم بود
همیشه میگفتم تمام فامیلاشون دماغ عملی ونمیدونم لباسای مارک وفلان ومن خیلی ساده دارم ظاهر میشم واینکه لول اونا بالاتره ...
ازاینکه از نظرایی یکم ضعیفم ناراحت بودم تااینکه رفتم روشروع گردم روی خودم کار کردن!!!
فیلر زدم،هایفو،مزوژل،....
وهربار نامزدم میگفت بخدا من اون دختر ساده رو دوست دارم
همون چیزی که هستی!!نمیدونم از نظر خودت زشتی قشنگی من چیزی که هستی رو میخوام بدون تغییر بدون و...
ومن اهمیت نمیدادم وحس میکردم باید یکاری بکنم
امروز به قیافم نگاه کردم ازخودم بدم اومد از فیلری که زدم
از تلاش مزخرف خودم
ازاینکه واقعا چم شده....چه مرگم شده
چه اهمیتی داره این که کی چی هست چی نیست....
واقعا از این کارایی که کردم بدم اومد
مخصوصا فیلری که زدم صورتم بیبی فیس بود الان زنونه شده...
از قرینه خارج شده و ازخودم عوقم میاد..
حتی از نامزدمم سرد شدم خلاصه که من از فیلر خوشم نیومد
قرینه ی صورتتو از بین میبره اون لحظه که ژل میره زیره پوستت خیلی ترسناکه!!و واقعا هیچ چیزی ارزش این ادااصولارو نداره...
#پایان این مسخره بازیا