مادرشوهر : سرور دیو ها
خواهر شوهر : مار افعی
جاری : اژدهای اتشین
خودشون : دسته گل ربان زده و یک عدد معصوم که همیشه مورد تجاوز روانی خانواده شوهر قرار میگیره😐
و حالا شعر در وصف حال خانواده شوهر ( شاعر خودم)
مادرشوهر : گوشت جِگَر نخواستیم _ دیو سپید نخواستیم😐
خواهر شوهر : جِز بزنه اون جیگرت _ خاک تو سرت خاک تو سرت😐
جاری : زبون داری قد یه مار _ بلا ب دور ؛ بدو کنار😐
فان.بود#
فان_حمله# 😐