2777

فاضل_نظری #

برای هشتگ "فاضل_نظری" 50 مورد یافت شد.

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج


ای موی پریشان تو دریای خروشان

بگذار مرا غرق کند این شب مواج


یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج


ای کشته سوزانده بر باد سپرده

جز عشق نیاموختی از قصه حلاج


یک بار دگر کاش به ساحل برسانی

صندوقچه ای را که رها گشته در امواج


فاضل_نظری#  

سلام عصرتون بخیر فلفلی جان🌹

عرض معذرت بابت اینکه دعوت دیروزتون رو به موقع پاسخ ندادم


خطی کشید روی تمام سوال ها

تعریف ها، معادله ها، احتمال ها


خطی کشید روی تساوی عقل و عشق

خطی دگر به تمام قاعده ها و مثال ها


خطی دگر کشید به قانون خویشتن

قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها


از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید

خطی یه روی دفتر خط ها و خال ها


خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد

با عشق ممکن است تمام محال ها


فاضل_نظری#  

گرچه مسجد را گروهی با تجمل ساختند

اهل دل میخانه را هم با توکل ساختند


عشق جانکاه است یا جان‌بخش؟ حالا هرچه هست

عشق‌بازان بینِ مرگ و زندگی پل ساختند


سقف آگاهی ستونی جز "فراموشی" نداشت

این بنا را خشت بر خشت از تغافل ساختند


بی‌سبب مهمان‌نواز مجلس ماتم نبود

این "گلابِ تلخ" را از "گریه‌ی گل" ساختند


روز خلقت در گِل ما شوق دیدار تو بود

از همان آغاز ما را کم‌تحمل ساختند


فاضل_نظری#  


گفته بودی درد دل ڪن گاه با هم صحـبتی

ڪو رفیـق رازداری! ڪو دل پرطـاقتی؟


شـمع وقتی داستانم را شنید آتـش گرفت

شـرح حالم را اگر نشـنیده باشی راحـتی


تا نسـیم از شـرح عشقـم باخبـر شد، مسـت شد

غنـچه‌ای در بـاد پـرپـر شد ولی‌ڪو غیـرتی؟


گریه مۍ‌ڪردم ڪه زاهـد در قنـوتم خـیره ماند

دوربـاد از خـرمن ایـمان عـاشق آفتـی


روزهایـم را یڪایڪ دیدم و دیدن نداشت

ڪاش بر آییـنه بنشیند غـبار حسـرتی


بس ڪه دامـان بهـاران گل‌به‌گل پـژمرده شد

باغـبان دیگر به فـروردین ندارد رغـبتی


من ڪجا و جـرأت بوسیدن لـب‌هـای تو

آبـرویم را خـریدی عـاقـبت با تهـمتی

فاضل_نظری# 💎♣️💎

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز