2777

طنز #

برای هشتگ "طنز" 24 مورد یافت شد.

طنز#  

همسایمون ساعت ۸صبح صدای گریه نوه اش میاد هرررروز.چرا؟چون میدونن نوه اش صبحها زود بیدار میشه میره میارتش ک عروسش راحت بخوابه😓

میگه طفلی الان جوونه خوابش میاد پسفردا مثل ما دیگه بزور قرصم چشاش رو هم نمیاد😢

بعد میاد صبونش میده میبرتش پارک یا کلی اسباب بازی براش خریده سرگرمش میکنه بعد تازه ساعت ۱۱ عروس خانوم میان میگن مامان چاییتون تازه دمه؟!🤔

بلندمیشه میزمیچینه واسه بانو ک میل کنه

بعد خانوم ساعت ۱۲قبل نهارش میره ی دوش میگیره خونه مادرشوهرش ک سرحال بشه وگرنه میگه عروسم تاشب افسرده میشه😕 و هروز شوهرش ساعت ۲میاد دنبالش اینم قابلمه نهار و سالاد و حالا دوغی دلستری چیزی باشه میده ببرن

دیگه عصرام ساعت ۶هرووووز پسرو عروسش میان بچه رو میدن ب مادرشوهره ک عروس خانوم میخاد بره باشگاه یا خونه خواهرش یا استخر یا...بهرحال باید ی جایی بره اونم بدون بچه

بعد این مادرشوهر این بچه رو میاره خونه ما ک سرگرم بشه تا ساعت ۸ک مامانش میاد دنبالش😆


حالا عروس خانوم متولد ۵۸و پسرش متولد ۶۳ بچه هم نیستن ک بگی حق داره


خدایی وقتی شانس تقسیم کردن ماها کجا بودیم🤔🤔🤔😆😆

طنز#  


مردی بر همسر خود در آشپزخانه وارد شد و از او پرسید کدام یک از فرزندان خود را بیش از دیگر فرزندانت دوست داری..!؟؟؟



همسر او گفت: همه آنها را، بزرگشان و کوچکشان، دختر و پسر، همه یکسانند و همه را به یک اندازه دوست دارم.

شوهر گفت : چگونه دل تو برای همه آنها جا دارد..!؟

همسر جواب داد: این خلقت خدا است که دل مادر برای همه فرزندان خود وسعت دارد.

مرد لبخندی زد و گفت: اکنون شاید بتوانی بفهمی که چگونه دل مرد برای چهار زن همزمان وسعت دارد....!

خدا بیامرزدش...

روشش خوب بود برای قانع کردن ولی موقعیتش كنار كارد و ساطور غلط بود !

مراسم آن مرحوم ، صبح و ظهر و عصر فردا جهت عبرت سایرین در سه سانس برگزار میگردد😐😐😂✋


با خسرو تو پنج سالگی تو مهد آشنا شدم

 خسرو همیشه شلوار کردی ابی نفتی میپوشید با یقسکی سفید دماغشم‌همیشه روی لبش بود 

موهاشم نیم سانتی

 ولی من عاشقش بودم 😍

مامانش با چادر گلگلی می اومد دنبالش اسمشم حشمت خانم بود به من میگفت عروس خودمی !عروس خودمی!

خسرووووووو کجایییییییی

بیا منو بگیر دیگه😆😆😆

طنز# پربازدیدم_کنین# خسرو_عجقم‌#