نرگس سنگ گلی که چه چیزهایی از دنیا دید و دنیا مثل اشک از چشمانش افتاد حال اوست و خدایش تنها دوستی که از بچگی مراقبش بود که مبادا زمانی ک در دهان شیر میرود پری از گلبرگ هایش کم شود