هر_سقوطی_پایان_نیس

عضویت : 1401/03/23
زن
درج نشده است
صدف تا صدف موج ِ غم با منه  ، دل تنگمو صخره پس میزنه  ،  امان از نم ِ جاده و بغض من  ، می بارم برای سبک تر شدن  خدا منو ببین این زندگی رویای من نیست/غمگینم چونان پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد پسرش نیست.سینه ی تاریک من سنگ قبر آرزو بود.آنشرلی هم نشدیم یکی بهمون بگه آنه تکرار غریبانه روز هایت چگونه گذشت...آنه! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشم هایت، در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات از تنهایی معصومانه دست هایت آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات حقیقت زلالی دریاچه آب های نقره ای نهفته بود؟!