elnazzzzam

عضویت : 1398/06/26
زن
23 سال
درج نشده است
من همونی هستم که هر بلایی سرم میاد اما بخاطر بچم تحمل میکنم...همونی ام که کتک میخورم حرف میشنوم اما میگم یه روز ..روزای خوب منم میرسه...همونی ام که یه روز هم خوشی نداشتم تو هر لحظه زندگیم ترسو تجربه کردم...همونی ام که بچمم ازم میگذره ...اما من دلشو ندارم...خدایا این بود اون دنیای که مادرم بخاطر بدنیا اوردنم این همه درد کشید؟؟؟بمیرم برا دلت مامان...وقتی زنگ میزنی من از ترس شوهرم گوشیم و بی صدا میکنم....خدایااا میشه تمومش کنی ...حالم بده ...عزیزان دعا کنین برام بدترین روزای عمرم و میگذرونم.....حالا عامل این اتفاقا میدونین کیه؟؟؟این که انقد تو سری خورم؟؟انقد بی زبونم حتی از حق خودم نمیتونم دفاع کنم؟؟؟مادرم...وقتی بچه بودم سر هر مساله ای میزد...جلو همه.. تنها...غرورم و میشکوند...حالا شدم یه ادم تو سری خور بدبخت که هر لحظه استرس دارم.تورو خدا بچه هاتونو اصلا نزنین....لطفا
من و فرزندانم
. - دختر - 3 سال