رامونا۶۴

عضویت : 1397/05/10
زن
34 سال
ليسانس
یه وقتایی خودمو یکی از اون نیازمندایی  که ردیف نشستن جلو در یه مکان مذهبی و دستشونو دراز کردن واسه غذا تصور میکنم. خدا میاد غذای همرو میده از من و چند نفر ديگه رد میشه و غذای همرو میده !با تعجب نگاش میکنم هنوز دستامو پایین نیاوردم میگم پس ما چی خداجون میدونی از کیه اینجا منتظريم!؟ میگه ميدونم خیلی وقته نشستین از بزرگیه من بدوره سهمتون با این مشتریای تازه وارد یکی باشه واسه شماها یه چیز خاص دارم. هممون بالاخره مامان ميشم منتظر سورپرايز قشنگت ميمونيم خداجونم😊
موردی یافت نشد!