سپیدبرفی۱۳۷۹

عضویت : 1398/06/15
زن
19 سال
درج نشده است

پسرم😔😔توشدی شیرین ترین خاطره ی تلخ گذشتم😭😭😭😭

خداجونم😭بدجوردلتنگ پسرمم😔😔صدای گریه ی منه خداتوروازم گرفت آتیش گرفته جون من داغت به قلب من نشست..پسرنازم😭کی فکرشومیکرد ۶ماهه به دنیا بیای وفقط ۶روز کنارت باشم 😔دیگه آذراومد وتونیومدی مطمن شدم که دیگه خدا ازم گرفتت 😔هنوزم باورم نشده بود ندارمت مثل اون روزا حس میکردم لگدمیزنی😭😭دلم برات خیلی تنگ شده اون لحظه ای که صدامومیشنیدی تکون میخوردی دلم برات میرفت😭😭روزارومیشمردم آذربشه بیای لباسای قشنگتوتنت کنم قربونت برم😔😔😭😭پسرم حرفاوتیکه های اطرافیان خیلی آزارم میده همیشه باهات دردل میکردم میگفتم میای ودلمواروم میکنی ولی توام نیسی ودارم دق میکنم 😭😭😭وقتی شنیدم سِرم لعنتی رگتوپاره کرده بند دل منم پاره شدپسرم 😔😔چشام دیگه نمیبینه اخه چقد گریه کنم همه روکلافه کردم😔😔اخه دست خودم نیس که داغت بدجوربه دلم موند😭😭😭😭چه ساده میگن فراموش کن قسمت نبود اخه اوناچه میدونن من باتوزندگی میکردم باچه ذوقی برات وسایل میخریدم وتودلم میگفتم منم مامان میشم منم یکیودارم که بی ریاهم دیگه رودوست داشته باشیم 😔😔تورفتی دلخوشی وخنده هام باتورفت 😔امسال یلداروبدون توفقط شناسنامه ی قشنگتو لباسایی که قراربودشب یلدا تنت کنم رو بغل کردم گریه کردم..تاوقتی بیای همه ی مناسبتا روکارم گریه میخادبشه ..ازتاریخ ۱۳۹۸/۶/۹ متنفرررم ای خدااااابه کی به چی قسمت بدم پسرموبهم بگردونی😔😔😭😭😭😭